احمد احمدى بيرجندى

17

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

جان بداد اندر آن غم و حسرت * باد بر جان خصم او لعنت گفت با او ستوده مير حسين * آن مر اشراف را چو زينت و زين زهر جان مر تو را كه داد بگوى * گفت : غمز « 13 » از حسن بود نه نكو جدّ من مصطفى امان زمان * پدرم مرتضى امين جهان جدّهء من خديجه زين زمان * مادرم فاطمه چراغ جنان جمله بودند از خيانت و غمز * پاك و پاكيزه خاطر و دل و مغز من هم از بطن و ظَهْر « 14 » ايشانم * گرچه جمع از غم پريشانم نه كنم غمز و نه بُوَم غمّاز « 15 » * خود خدا داند آخر و آغاز هست دانا به باطن و ظاهر * چون توانا به اول و آخر آن كه فرمود و آن كه داد رضا * خود جزا يابد او به روز جزا ور مرا روز حشر ايزد بار * بدهد در جوار جنّت بار « 16 » نروم در بهشت جز آن گاه * كه نهد در كفم كف بدخواه . . . « * »

--> ( 1 ) - بوعلى : كنيهء حضرت امام حسن ( ع ) - شاعر بين دو كلمهء ( بوعلى ) و ( بوى على ) جناس مركّب مناسبى آورده است . ( 2 ) - خلف : جانشين . ( 3 ) - دعى : حرامزاده - ولد الزّنا . ( 4 ) - منهج صدق : منهج راه راست و راه گشاده - منهج صدق : راه راستى و درستى . * حديقة الحقيقه ، سنائى غزنوى ، تصحيح و تحشيه مدرّس رضوى - انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ سوم 1368 ه . ش ، ص 262 .